Handmade crocheted and
beaded bags, purses, jewellery and other strange and unusual items from
beads, wire, cotton, silk and anything else I can lay my hands on.
پیشروی
و
سامانیابی
چشمگیر
و
به
لحاظ
کیفی،
متحولِ
جنبشِ
زنان
ایران
تحسینبرانگیز
است.
امکان
به
آزمون
گذاشتن
تجربهها
و
شکلهای
نوین
سامانیابی
حول
خواستهای دمکراتیک
و
برابریخواهانه در
شرایط
ایرانِ
کنونی، بیشک گرانبهاترین دست
آوردِ
فوریاین
خیزشِ
آگاهانه
است.ادامه
این زنان جوان، دردی را نجوا میکنند که فریاد مشترک
میلیونها زن این کشور است، حتی درد بسیاری دختران و زنان اهل بیت
مردانِ در حاکمیت. از شورش اهل خانهی خودشان میترسند. منافع شخصیشان
در میان است. حق چندهمسری، بساط صیغه و طلاقشان درمیان است. این است
که بیش از پیش هراساناند. مسئلهی "برادران" شخصی است...
فراخوان " همبستگی بين المللی
با مبارزات زنان ايران "
امروز، پس از بيست وهفت سال
تجربهی پر فراز و نشيب، جنبش احقاق حقوق زنان در ايران، با مراجعه به
ميثاقهای بين المللی برای طرح شعار" برابری" و اعلام
ضرورت " لغو تمام قوانين تبعيض آميز" قدم به ميدان چالشی سرنوشت
ساز نهاده است. در اين چشم انداز، مبارزات زنان پيشرو در ايجاد مراکز
فرهنگی، اقدامات گروهی و بر پائی کارزارهای اعتراضی متعدد از
جمله کمپینهای " يک ميليون امضا " و " علیه سنگسار" تلاشهائی
به غايت اميد آفرين است.
با وجود اينکه در
قرون وسطي مجازات سنگسار، يکي از مجازاتهايي بوده که در کشورهاي
اروپايي اعمال مي شده ، در حال حاضر اين مجازات تنها در قانون يا سنت
کشورهاي مسلمان وجود دارد. مقاله حاضر تلاشي است براي بررسي قوانين
مربوط به سنگسار در کشورهاي ديگر
تغییر قوانین اگر در ادامه ی آگاهی و
خواست اقشار وسیع مردم بدست نیاید ، اگر از مسیر لابی های سیاسی و
مصلحت اندیشی های حکومتی حاصل شود بسیار ناپایدار است و به سادگی
ممکن است همین مصلحت اندیشی ها و لابی های سیاسی زمانی دیگر چیزی
دیگر را اقتضا کند، چیزی که مغایر حقوق زنان باشد
در ماههای
اخیر دو حادثه، یعنی حملهی پلیس به تجمع دختران برای ورود به
استادیوم صد هزار نفری (و یا به قولی، صد هزار پسری!) و نیز حملهی
پرخشونت به تجمع هشتم مارس زنان در پارک دانشجو، بار دیگر بر این
واقعیت صحه گذاشت که زنان آگاه و آزادی خواه، در مبارزهی خود، جز از
پشتیبانی شمار اندکی پسران جوان مبارز و نیز برخی بستگان و همفکران
مرد، از حمایت عملی و معنوی مردان، حتی مردان روشنفکر جامعه محرومند...ادامه
انجمن روانشناسان آمريکا) مترجم: نسيم
Psychology and you (گرفته شده از
گرايش جنسی چيست؟
گرايش جنسی يکی از چهار جزء
جنسيت بحساب می آيد و با پايداری احساسی، رمانتيکی، کشش جنسی يا جاذبه
عاطفی به اشخاصی از جنس معينی مشخص می شود.(Gender)
سه جزء ديگر جنسيت عبارتند از
نری / مادگی بيولوژيکی، هوت جنسی ( احساس روانی زن يا مرد بودن) و نقش
جنسی اجتماعی-معاشرتی ( بسته به توقعات سنت و نرم فرهنگی از رفتار و
کردار زنانه/مردانه).
سه نوع گرايش جنسی بطور عام
برسميت شناخته شده اند: همجنسگرائی( کشش به جنس موافق)، دگر جنسگرائی (
کشش به جنس مخالف)، و دو جنسگرائی ( کشش به هر دو جنس مخالف و موافق).
گرايش جنسی از رفتار و عملکرد جنسی متفاوت می باشد؛ چرا که جهت گيری جنسی
به احساس، تلقی و برداشت فرد مربوط می شود. اشخاص ممکن است گرايش جنسی
خود را در رفتار جنسی خود بروز بدهند يا ندهند.....
تنها
اصلاح و تغییر قوانین،
به ارتقا جایگاه فرودستانه ی زن در جامعه ی ما و برابر حقوقی او در عرصه
ی زندگی خصوصی و اجتماعیمنجر نخواهند شد. چنین
امری هر چند قدمی بسیار مهم و استراتژیک است، امادر بهترین حالت تنها به
معنای
كاهشٍ
نابرابري حقوقي
زنان خواهد بود. اگرچه یک قانون اساسی مترقی می تواند خواست های حداقل و
دمکراتیک زنان را تضمین کند، اما با جرات می توان گفت که مترقی ترین
قانون اساسی هم بدون پشتوانه ی مشارکت دمکراتیک، آگاهانه و سازمانمند
عموم مردم در قدرت، نمی تواند چیزی جزعباراتی زیبا بر کاغذ باشد. کافی
است نگاهی به وضعیت زنان در شوروی سابق و یا اکنونٍ کشور همسایه ی خود
ترکیه بیاندازیم. زن ستیزی و فرودستی، صرفا با تصویب قانون اساسی
دمکراتیک و به لحاظ حقوقی و فرمالیته تضمین کننده ی برابری زنان، نه تنها
پایان نمی یابد بلکه حتی به بازتولید خود نیز ادامه میدهد و راه را برای
بازگشت و احیای بی حقوقی ها باز نگه می دارد….
کتابی
با نام" میگرن خاله ام و یا چگونه زن شدم" ازژورنالیستٍ فمینیست دانمارکیHanne-Vibeke
Holst به دستم رسید.کتاب با ماجرای میگرن خاله خانم شروع میشود.
"خاله ایی داشتم که از میگرن رنج میبرد. همیشه و هر جا. هر وقت با افراد
خانواده دور هم جمع میشدیم خاله خانم به اتاقی میرفت، پرده ها را میکشید و
میخوابید. این وضعیت 32 سال ادامه یافت....
متنِ زیر قسمتی
از کتاب ”والتر بنیامین - اتوپیای زنانگی“، اثر کریستین بوسی- گلوکمان،
نویسنده ی فرانسویست. نویسنده در این کتاب در بررسی استعاره های اساسی
مدرنیته در آثار بنیامین اهمیتِ سده ی نوزده را در صورت بندی نهایی
جامعه ی بورژوایی نشان می دهد که با تقسیم تازه ی رُل های اجتماعی به
”زنانه“ و ”مردانه“و آرمانی کردن دورغینِ زنانگی در کنار کالایی کردنِ
جسم تخته بندی آرکی تیپی را جاودانه کرده است. ...
در جنگ اعلام شدهی
تمامیتخواهان
علیه آزادیخواهی
و برابریطلبی،
نسلی از زنان کشور ما به اسارت گرفته شدهاند.
نسلی که نمیخواهد
«قربانی» باشد. نسلی که شورشی است، فرار میکند،
نه میگوید،
اما به هر سو که میگریزد
سرش به سنگ میخورد.
ناامیدی، بیپناهی
و بیباوری
که حاصل فرسودگی ناشی از مبارزه با نظامی خونریز و سرکوبگر، زن ستیز و
درنده در چارچوب جامعهای
پدرسالار است، دختران شورشی ما را رفته رفته به واخوردهگانی
تبدیل خواهد کرد که بیش از همه، حس احترام به بدن و هویت انسانی
خود را از دست می دهند. تداوم شرایط موجود میتواند
به پذیرش نقش «قربانی» از سوی نسل جوان زنان ایران منجر شود....